مدیران بخوانند . . .
در دنياي كنوني مرام و روش امام اميد و الگويي براي همه ازادي خواهان و فرهيختگان جهان شده است ، در قرن بيستم كه بشريت از روشهاي استعماري بلوك غرب و شرق خسته شده بود و فقر معنويت او را به پوچي كشيده بود، مرام و ايده حضرت امام چون نوري در تاريكي درخشيد و دلهاي خسته و مشتاق را تسخير كرد.امام خميني (ره)كه با قيام الهي خود در عصر غربت انسانيت و ظلمت جهل و كفر ، بتها را شكست و دريچه هاي نور – حكمت و اميد را روي انسانهاي دردمند و منتظر گشود ، در زمره بزرگمرداني است كه ابعاد وجودي او براحتي قابل شناخت نيست .
مقام معظم رهبري در خصوص شخصيت ايشان مي فرمايد :
( رهبري حكيم ، پرقدرت ، با اراده و عزم راسخ و نافذ در همه ي دلها ، در ميان مردم به وجود امد و وارد ميدان شد )
جايي ديگر مي فرمايد: ( امام اشتباه نكرد كه حرفي را كه گفته بود هدفي را اتخاذ كرده بود ، در سايه ي تنبيه و ظاهر سازي ديگران گم كند و فراموش كند ، اين اساس كار موفقيت امام بود كه مستقيم به طرف هدف پيش رفت )
تحليل و بررسي رهبري حضرت امام (ره ) نكته بسيار مهمي است كه بايد در جاي خود به ان پرداخت .
شهيد مطهري در اين زمينه مي فرمايد :
( بي شك از جان گذشتگي و مبارزه خستگي ناپذير با ظلم و ظالم دفاع سر سختانه از مظلوم ، و صداقت و صراحت و شجاعت و سازش ناپذيري اين رهبر ( امام خميني ره ) در انتخابات او به مقام رهبري نقش داشته است . اما مطلب اساسي چيز ديگري است، و ان اينكه نداي امام خميني از قلب فرهنگ و از اعماق تاريخ و از اعماق روح اين ملت بر مي خواست ، مردمي كه در طول چهارده قرن حماسه محمد ، علي ، زهرا ، حسين ، زينب ، سلمان ، ابوذر و ... و صدها هزار زن و مرد ديگر را شنيده بودند و اين حماسه ها با روحشان عجين شده بود ، بار ديگر همان نداي اشنا را از حلقوم اين مرد بزرگ شنيدند . علي را و حسين را در چهره ي او ديدند ، او را ايينه تمام نماي فرهنگ خود كه تحقير شده بود تشخيص دادند )
مديريت و رهبري حضرت امام در حد فردي و اجتماعي ، به عنوان الگويي در پيش روي ماست انجا كه امام در مسائل اجتماعي موفق شد ، بخاطر خود سازي فردي بود ، در حقيقت پايه و اساس ان حركت اجتماعي بي نظير و تحسين برانگيز خصوصيات فردي امام بود .
ان شخصيت خداگونه در طي ساليان مجاهدت و تلاش شكل گرفت تا امام با عظمت در صحنه اجتماعي ظهور يابد ، لذا بر هر مديري در فرهنگ اسلامي است ، ابتدا از خود شروع كند ، پس از خود سازي ،شايسته رهبري و مديريت در جامعه و سازمان است .
حضرت امير علي (ع) در نامه اي به مالك اشتر در اغاز نامه او را به ترس از خدا فرمان مي دهد ، واينكه اطاعت خدا را بر ديگر كارها تقدم دارد ، در همين رابطه حضرت فرمود : ( نيكوترين وقتها و بهترين ساعات شب و روزت را براي خود و خداي خود انتخاب كن ، اگر چه همه وقتت براي خداست . )
نظم :امام خميني ( ره )فردي منظم و دقيق بودند ، اصولا موفقيت امام در صحنه هاي مختلف مرهون برنامه ريزي و نظم ايشان بود . برنامه شخصي حضرت امام تابع نظم و انضباطي دقيق بود به طوري كه اهل منزل ساعت را از رفتار امام تشخيص مي دادند .
استفاده احسن از اوقات : امام براي تمامي ساعات شبانه روزي خود برنامه ريزي خاصي داشت به طوري كه ساعات مطالعه ، عبادت و نيايش ، رسيدگي به امورات مسلمين و مملكت اسلامي ، خواب و حتي امورات شخصي ايشان برنامه و زمان مشخص داشت و همين امر باعث شده بود ايشان از تمامي ساعات عمر پر بركت خود به نحو احسن بهره گرفته و روحي والا و دور از توصيف داشته باشند .
ساده زيستي : اصولا در سيره بزرگان ، ساده زيستي براي هر مدير يك اصل اساسي است ، ساده زيستي باعث مي شود رهبر و مدير درد مردم را احساس كند ، به مردم نزديك شود ، روحيه اشرافي گري و تفاخر مديران را از مردم دور مي كند و محبت متقابل را كاهش مي دهد .
امام با تمسك به سيره حضرت امير ( ع) و ائمه اطهار بسيار ساده زيست بودند ، اين ساده زيستي باعث شناخت درد مردم و عدم تعلق به دنيا شده بود .
ياران امام در اين باره مي گويند :( امام در طول مدتي كه در نجف اشرف اقامت داشتند در خانه اي محقر و فرسوده در يكي از كوچه هاي شارع الرسول همچون صدها طلبه معمولي اجاره نشين بودند . بعد از پيروزي انقلاب نيز چه ايامي كه در قم بودند و چه در مدت نزديك به ده سال كه در جماران اقامت داشتند همچون بسياري از مستضعفان به صورت مستا جر زندگي مي كردند .)
قناعت و زهد : لازمه مديريت قوي و پر تلاش داشتن ( قناعت و زهد ) است امام خميني زاهد واقعي بودند ، زاهدي كه نسبت به مال ، قدرت ، مقام كاملا بي اعتنا بودند ، اگر امام تلاش كرد تا حكومت ستم شاهي را سر نگون كند و نظام جمهوري اسلامي را به پا كند ، از سر تكليف و وظيفه ديني بود و الا قدرت براي دنيا در نزد امام پشيزي ارزش نداشت ، روح بلند و ملكوتي امام در سايه قناعت و زهد شكل گرفته بود ، مدير در نظام اسلامي كه قصد انجام وظيفه و تكليف دارد بايد قانع و زاهد باشد ، در اين حالت قدرت تصميم گيري و قاطعيت و مديريت او افزايش مي يابد و بدون دغدغه از سرزنش ديگران صرفا براي رضاي خدا تصميم مي گيرد و حركت مي كند.
لطافت روح : امام (ره ) در عين قاطعيت و سازش ناپذيري با دشمنان – حكومت ستم شاهي و استكبار جهاني – نسبت به مردم دلسوز و داراي روح لطيفي بودند ، امام به مردم به خصوص مستضعفان عشق مي ورزيدند ، كوچكترين مشكل براي مردم او را ازار مي داد.در دوران مبارزه ، درد و رنج مبارزين و خانواده هاي انها صبر و قرار را از امام ربوده بود.
قيافه امام خميني خيلي زيبا و لباسهايش خيلي تميز و منظم بود . امام مقيد بودند كه از عطر استفاده كنند ، نسبت به كودكان ، فرزندان و اطرافيان بسيار مهربان و لطيف بودند، مدير نظام اسلامي بايد نسبت به دوستان و برادران و همكاران و احاد مردم مهربان باشد و خداوند در قران كريم به پيامبر فرمودند: ( انچه باعث اجتماع مردم دور تو شد ، مهرباني و رحمت تو است . از خصوصيات مديران و بزرگان مكتب اسلام لطافت روح بوده ،انسان هر چه به خدا نزديك شود بيشتر اين لطافت روح در او تجلي مي يابد .
ارمش خاطر : از جمله خصوصيات بي نظير امام ( ره ) ارامش خاطر ايشان بود ، امام با اتصال به ذات احديت ، اطمينان از انجام تكليف ، داراي روح بلند و ارامش خاطر مثال زدني بودند ، در تمامي دوران مبارزه امام افق كار را روشن مي ديدند و با نظم كار را دنبال مي كردند.امام تفسير ايه ( الا بذكرالله تطمئن قلوب ) بودند.درراه پر فراز و نشيب انقلاب قبل و بعد از پيروزي كوچكترين ترديد و دودلي نداشتند، به همين خاطر قاطعانه تصميم گيري مي كردند ، در مديريت اسلامي ، مدير با اتكا به ايمان الهي و توكل به حضرت حق داراي ارامش خاطراست ، اين ارامش باعث مي شود ، مدير خوب تفكر كند و راه درست وصحيح را انتخاب كند ، در بهرانها و حوادث با صلابت تصميم گيري كند و شرايط ارامش و اطمينان را در سازمان حاكم كند .
شجاعت : از ديگر خصوصيات بي نظير فردي امام ( شجاعت ) ايشان بود ، امام با اتكا به ذات احديت و روابط عاشقانه با خداوند شجاعانه در مرحله هاي مختلف حضور مي يافت . شجاعت از لوازم حياتي براي يك مدير است .مدير در سايه شجاعت مي تواند قوتها و فرصتها را شناسايي كند ، با اطمينان خاطر و شجاعت تصميم گيري كند . شجاعت امام ( ره ) دل ياران و دوستان را محكم و دشمنان را متزلزل مي كرد .
مطالعه و پر كاري : حضرت امام پر كار بودند و همواره مطالعه مي كردند ، به عبارت ديگر امام معرفت و تفكر و عمل را همراه هم انجام ميدادند ة ايشان با مطالعه ابعاد مختلف مسئله را مي شناخته ، نسبت به ابعاد ان تفكر مي كرد و نهايتا عمل مي كردند ، در هر بعدي كه رفتار و تصميمات امام ( ره ) مورد بررسي قرار مي گيرد حكايت از عمق و دقت و تدبير امام دارد . مدير بعنوان عنصر اصلي اداره سازمان ، بايد از شتاب زدگي دوري كند و با اگاهي و تدبير امور را اداره نمايد ، تدبير مديران عامل نجات بخش سازمان و جامعه است ، افزايش ميزان اگاهي و تدبير از نكات مهم الگوي رفتاري امام است ، در عين حال امام اهل عمل بودند مدير بعنوان الگو خود بايد پيشگام باشد ، امام با عمل و رفتار ديگران را به اطاعت و همراهي دعوت مي كرد به همين جهت گفتار و كلام او نافذ بود .
اغتنام فرصت : از عوامل موفقيت هر مديري شناخت فرصت هاست ، در مديريت امروز اين خصوصيات بعنوان مديريت استراتژيك و تفكر استراتژيك تعبير مي كند ، حضرت امام مصداق ديدگاه استراتژيك بود ، افق روشن با رسالتي عميق را ترسيم كرده بودند ودقيقا فرصت و تهديد هاي محيطي و نقاط ضعف و قوت داخلي ايران اسلامي را شناخته ، بر اساس ان برنامه ريزي دقيقي را انجام داده بودند . در تمامي دوران مبارزه امام دشمن را به انفعال انداخت ، دشمن استراتژي و تكنيك امام ( ره ) را نمي توانست پيش بيني كند ، اين امام بود كه قواعد بازي در مبارزه با استكبارو استبداد را تعريف مي كرد .در دنياي متلاطم امروز ( اغتنام فرصت ) يك اصل مهم مديريتي است كه مديران بايد به ان توجه كنند .
فرصت شناسي در اوج بيماري : امام خميني در شب قبل از عمل و روي تخت بيمارستان با وجود سرمهاي غذايي و دارويي و ضعف مفرط از مطالعه و قرائت قران و سجده و نماز شب غافل نمانده و حاضر نبودند لحظه اي هر چند كوتاه و گذرا از عمر خود را بيهوده بگذرانند .
هوش و دقت : هوش و دقت امام بي نظير بوده امام انساني هوشمند بود به طوري كه از كوچكترين حركات دشمن ، روشها و برنامه هاي انها را پيش بيني مي كرد .در برخورد با افراد با هوشمندي ، ابعاد انها را بررسي مي كرد . مدير در هر سيستمي بايد باهوش و با دقت امور را بررسي و دنبال كند ، مدير براي افزايش مهارت ادراكي كه لازمه تصميم گيري است بايد از هوش سر شار و دقتي وافر برخوردار باشد .
تقيد به اداب و شرع : امام بنده خالص خدا بود امام مطيع امر الهي بود امام عارف كاملي بود كه غير خدا كسي را نمي ديد .
تكليف مداري : يكي از ابعاد مهم حركت مديريتي امام خميني ( ره ) تكليف مداري ايشان بود انچه باعث شد امام در صحنه هاي مختلف فردي و اجتماعي در عمر پر بركت خود روشهاي مختلف را انتخاب كند ناشي از تكليف مداري حضرت ايشان بود .
امام وقتي احساس تكليف مي كرد ، با قدرت ، ثبات و ارامش كار را دنبال مي نمود . عمل به تكليف براي ايشان هميشه اصل بود هميشه مي فرمود : ( ما مامور به تكليف هستيم نه نتيجه ) احساس وظيفه و تكليف ، انسان را از نظر روحيه اماده مي كند تا مشكلات را براحتي تحمل و حل نمايد.تكليف گرايي باعث مي شود كه افراد همفكر براي انجام رسالت الهي با يكديگر عهد بسته و بستر تعالي و رشد سازمان را فراهم كنند .
پاسداري از حريم اسلام ( ايمان به هدف ) : حضرت امام با عنايت به اينكه فقيه و مرجع تقليد بودند اساس حركت و برنامه مديريتي خود را ( پاسداري از حريم اسلام قرار دادند .اگر هر مديري در سازمان هدف بلند و عالي اسلامي را مبنا قرار دهد بستر هماهنگ انسجام و همدلي و فداكاري ، خودكنترلي فراهم خواهد شد و رشد و تعالي و اثر بخشي در سازمان افزايش مي يابد .
قاطعيت و سازش نا پذيري : وقتي در سازماني هدف مقدس، روشن و ارزشي باشد ، نياز به مديري دارد كه با قاطعيت و صلابت اين هدف را دنبال كند ، از جمله نكات اموزنده در سيره حضرت امام قاطعيت ايشان در تصميم گيري بود .
مقاومت و پايداري : شناخت و برگزيدن هدف عالي در سازمان گام مهمي از موفقيت يك مدير است ، اما شرط ديگر براي موفقيت پايداري ، استقامت در مقابل موانع و مشكلات براي رسيدن به هدف است .استمرار ، پايداري در سايه ايمان به هدف مقدسي منجر مي شود ، هدفي كه شرايط زمان و مكان ان را تحت تاثير قرار ندهد و بعنوان يك ارمان و ارزش مد نظر مدير باشد .
امام خميني ( ره ) داراي ايماني قوي به هدف مقدس اسلامي بود و در اين راه سرسختانه مقاومت كرد ، علي رغم فشارهاي متعدد رژيم ستم شاهي قبل از انقلاب و شهادت فرزند و ياران امام ، اما امام كوچكترين ترديد در راه مقدس خود نكرد .
امروز اين انقلاب بعنوان الگو ، نشاط و اميد را به اردوگاه ازادي خواهان باز گردانده و قدرتي عظيم در مقابل استكبار جهاني شده است و دليل ان هم اين است كه مديراني همچون امام خميني ( ره ) ان را هدايت مي كنند .
برگرفته از كتاب مديريت اسلامي و الگوهاي ان (دكتر لطف الله فروزنده دهكردي علي اكبر جو كار )