نشانی . . .
( خانه دوست کجاست ؟ ) در فلق بود که پرسید سوار .
اسمان مکثی کرد .
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید
و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت :
( نرسیده به درخت ،
کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است
و در ان عشق به اندازه پرهای صداقت ابی است .
می روی تا ته ان کوچه که از پشت بلوغ سر بدر می ارد ،
پس به سمت گل تنهایی می پیچی ،
دو قدم مانده به گل ،
پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی
و ترا ترسی شفاف فرا می گیرد.

در صمیمیت سیال فضا ، خش خشی می شنوی :
کودکی می بینی
رفته از کاج بلندی بالا ، جوجه بردارد از لانه نور
و از او می پرسی
خانه دوست کجاست . )
شعر از سهراب سپهری
عکاس : خودم
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 18:3 توسط سید مجید
|